مهارت حل مسئله: چگونه به کودک یاد بدهیم به جای گریه کردن ، راه حل پیدا کند؟ در این مقاله از فیکولند ، به بررسی این موضوع پرداخته ایم:
گریه کردن، عصبانی شدن یا ناامید شدن در مواجهه با مشکلات برای کودکان طبیعی است؛ اما اگر کودک همیشه در همین مرحله بماند و برای حل مشکل کاملاً به والدین وابسته باشد، فرصت یادگیری یکی از مهمترین مهارتهای زندگی، یعنی مهارت حل مسئله و یا مهارت پیدا کردن راه حل را از دست میدهد.
البته هدف این نیست که به کودک بگوییم «گریه نکن» یا احساساتش را نادیده بگیریم. کودک ابتدا باید احساسش را بشناسد و آرام شود و بعد، با کمک والدین، یاد بگیرد درباره اتفاقی که افتاده فکر کند و برای آن راهحل پیدا کند. در این مقاله از فیکولند بررسی میکنیم که چطور میتوانیم قدمبهقدم این مهارت را در موقعیتهای روزمره به کودک آموزش دهیم.

مهارت حل مسئله : مراحل پیدا کردن راه حل
برای اینکه به کودک بیاموزید به جای منفعل شدن، گریه کردن یا پرخاشگری، به دنبال راهحل باشد، میتوانید از ترکیب دو رویکرد علمی قدرتمند یعنی «مربیگری هیجانی» (دکتر جان گاتمن) و «حل مسئله مشارکتی» (دکتر راس گرین) استفاده کنید. این فرآیند شامل مراحل زیر است:
۱. در اوج بحران احساسی، مشکل را حل نکنید زمانی که کودک در حال گریه یا عصبانیت شدید است، بخش منطقی مغز او از کار افتاده و قادر به پردازش راهحلها نیست. دکتر راس گرین تأکید میکند که هرگز نباید در گرماگرم بحران به دنبال حل مسئله باشید یا از او بپرسید که چرا این رفتار را میکند.
در این مرحله فقط باید از طریق «مربیگری هیجانی» احساسات او را تأیید و درک کنید. دکتر جان گاتمن پیشنهاد میدهد که احساس را بپذیرید اما برای رفتار مرز بگذارید؛ مثلاً بگویید: «میبینم که خیلی عصبانی و ناامیدی. اشکالی ندارد عصبانی باشی، اما داد زدن یا پرت کردن وسایل قابل قبول نیست». این کار به کودک کمک میکند تا آرام شود و برای تفکر آماده گردد.
۲. تغییر نگاه از «لجبازی» به «کمبود مهارت» باید بپذیرید که رفتار انفجاری و گریه کودک عمدتاً به دلیل عدم انگیزه یا لجبازی نیست؛ بلکه سیگنالی است که نشان میدهد کودک در حال حاضر مهارت لازم (مانند انعطافپذیری، تحمل ناکامی یا تنظیم هیجان) برای رویارویی با آن مشکل خاص را ندارد. بنابراین به جای تنبیه رفتار (که مشکل اصلی را حل نمیکند)، باید با او مانند یک همتیمی برای حل مشکل همکاری کنید.
۳. اجرای مدل سه مرحلهای حل مسئله مشارکتی (CPS) زمانی که طوفان احساسی گذشت و هر دو آرام بودید، میتوانید از گفتگوی ساختاریافته زیر برای رسیدن به راهحل استفاده کنید:
- گام همدلی (کشف دیدگاه کودک): مکالمه را با مشاهدات بدون قضاوت آغاز کنید و به کودک اجازه دهید صحبت کند. مثلاً بگویید: «دقت کردم که اخیراً موقع شروع تکالیف مدرسهات خیلی ناراحت میشی و گریه میکنی؛ چی کار رو برات سخت کرده؟».
- بیان دغدغه شما (بدون سرزنش): پس از شنیدن صحبتهای کودک، نگرانی خود را به صورت منطقی بیان کنید. مثلاً: «نگرانی من این است که اگر تکالیفت را انجام ندهی، فردا در کلاس برای یادگیری درس جدید به مشکل بربخوری».
- دعوت به همکاری برای یافتن راهحل: به جای اینکه شما راهحل نهایی را دیکته کنید، از کودک بخواهید با هم فکری کنید. بپرسید: «بیا با هم فکر کنیم تا راهی پیدا کنیم که هم نوشتن مشقها برای تو راحتتر شود و هم به موقع تمام شوند. تو چه ایدهای داری؟» هدف این است که به راهحلی برسید که برای هر دو طرف واقعبینانه، ایمن و رضایتبخش باشد.
هنگامی که کودکان در فرآیند یافتن راهحل مشارکت داده میشوند، احساس مالکیت بیشتری نسبت به نتیجه دارند و تمایلشان برای اجرای آن بسیار بیشتر از زمانی است که راهحلی از سوی بزرگسالان به آنها تحمیل شده باشد. تمرین مداوم این روش، شبکههای عصبی مهارت حل مسئله را در ذهن آنها تقویت میکند.
کودک قرار نیست از همان ابتدا برای هر مشکلی بهترین راهحل را پیدا کند. مهارت حل مسئله با بارها تجربه کردن، اشتباه کردن، فکر کردن و دوباره امتحان کردن ساخته میشود. نقش والدین هم این نیست که همه مشکلات را به جای کودک حل کنند، بلکه باید در کنار او باشند و مسیر فکر کردن را برایش هموار کنند.
دفعه بعد که کودکتان به خاطر مشکلی ناراحت شد، پس از اینکه آرام شد، به جای ارائه سریع پاسخ از او بپرسید: «فکر میکنی حالا چه کاری میتونیم انجام بدیم؟» همین سؤال ساده میتواند به مرور به کودک یاد بدهد که در برابر مشکلات، فقط منتظر کمک دیگران نماند و خودش هم به دنبال راهحل بگردد.
منابع مقاله بلاگ مهارت حل مسئله : https://www.researchgate.net/
